اوستون اورونوف، یکی از مهمترین و شاید گرانقیمتترین بازیکنان پرسپولیس، باز هم در ترکیب اصلی قرار نگرفت. وقتی بازیکنان وارد زمین شدند، نگاه بسیاری از حاضران به دنبال ستاره ازبک بود؛ بازیکنی که با کمی تأخیر به زمین آمد و چهرهای جدی داشت.
اورونوف حالا فقط با مدافعان حریف رقابت نمیکند؛ او باید با تصویری که در فصلهای گذشته از خودش ساخته نیز بجنگد. زمانی کافی بود توپ به این بازیکن برسد تا بخشی از ورزشگاه منتظر یک اتفاق ویژه باشد، اما شرایط امروز متفاوت است. اورونوف برای بازگشت به ترکیب اصلی پرسپولیس باید چیزی فراتر از تکنیک و سابقه گذشتهاش ارائه کند.
این شاید مهمترین مرحله دوران ورزشی او در سال ۲۰۲۶ باشد. مهدی تارتار ظاهراً قصد ندارد اورونوف را کنار بگذارد، بلکه تلاش میکند او را به بازیکنی تبدیل کند که در ساختار مورد نظرش برای پرسپولیس کاربرد داشته باشد.
شعار «اورونوف، اورونوف» در دیدار مقابل ملوان این تصور را ایجاد کرده بود که سرمربی پرسپولیس تحت فشار سکوها این بازیکن را به میدان فرستاده است، اما حضور او در دربی ۱۰۷ نشان داد تارتار همچنان به بازگشت اورونوف امیدوار است و برای احیای این بازیکن برنامه دارد.
مسئله دقیقاً همینجاست؛ اورونوف باید دوباره به بازیکنی تبدیل شود که تارتار میخواهد، نه صرفاً بازیکنی که همه میدانند چه تواناییهایی دارد.
نام اورونوف همچنان بزرگ است و کیفیت فنی او نیز قابل انکار نیست، اما فوتبال امروز بر اساس گذشته بازیکنان تصمیم نمیگیرد. آنچه در زمین مسابقه اتفاق میافتد، تعیین میکند چه کسی در ترکیب باشد و چه کسی روی نیمکت بنشیند. اگر قرار بود فقط نام بازیکنان ترکیب را مشخص کند، تمرین و آنالیز عملاً معنایی نداشت.
تارتار در پرسپولیس ظاهراً از بازیکنان هجومی خود انتظار بیشتری دارد. علی علیپور و سردار دورسون تنها برای تمام کردن حملات در زمین حضور ندارند. مهدی محبی، یکی از مهرههای مهم پرسپولیس در فاز هجومی، هنگام از دست رفتن توپ به عقب برمیگردد. بیفوما میتواند از حوالی دروازه خودی حرکتش را آغاز کند و چند ثانیه بعد در محوطه جریمه حریف ظاهر شود، اما وظیفهاش با پایان حمله تمام نمیشود. محمد خدابندهلو نیز نمونه دیگری از همین تفکر است؛ بازیکنی که در حمله میتواند خطرناک باشد اما در زمان دفاع نیز از ساختار تیم جدا نمیشود.
پس چرا اورونوف باید از این قاعده مستثنی باشد؟
ستاره بودن به خودی خود امتیاز منفی نیست، اما مشکل از جایی شروع میشود که جایگاه یک بازیکن باعث شود وظایف تیمی او نادیده گرفته شود. فوتبال مدرن چنین امتیازی را حتی برای بزرگترین ستارهها هم قائل نیست.
وینیسیوس جونیور و کیلیان امباپه نیز با وجود کیفیت فوقالعاده در حمله، نمیتوانند خودشان را از ساختار دفاعی تیم جدا کنند. در فوتبال امروز، وینگر پس از از دست رفتن توپ باید بخشی از همان سیستمی باشد که چند ثانیه قبل برای حمله شکل گرفته بود.
این موضوع برای پرسپولیس با سیستم ۲-۴-۴ اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی یکی از بازیکنان کناری در بازگشت دفاعی مشارکت نداشته باشد، مسئله فقط به عملکرد همان بازیکن محدود نمیشود؛ شکل دفاعی کل تیم تغییر میکند و فضای بیشتری در اختیار حریف قرار میگیرد.
اورونوف هنوز فرصت دارد این بخش از بازی خود را اصلاح کند. اتفاقاً استفاده تارتار از او مقابل ملوان و سپس در دربی میتواند نشانهای از همین فرصت باشد؛ فرصتی برای بازگشت، نه نشانه بیاعتمادی کامل.
اگر اورونوف دوباره به بازیکنی تبدیل شود که هم در حمله تفاوت ایجاد کند و هم هنگام دفاع از ساختار تیم جدا نشود، طبیعتاً جایی برای او در ترکیب پرسپولیس وجود خواهد داشت. تارتار هم دلیلی برای کنار گذاشتن بازیکنی با چنین کیفیتی نخواهد داشت. اما اگر قرار باشد اورونوف فقط به دلیل نام و سابقهاش بازی کند، دیگر بحث از مسائل فنی فراتر میرود.
کریم باقری نیز در واکنش به شعارهای هواداران تأکید کرده بود که تیم باید مهمتر از بازیکن باشد. در دربی هم اورونوف دیگر آن حجم از حمایت و توجه بازی قبلی را تجربه نکرد. شاید این اتفاق را بتوان هشداری برای ستاره ازبک دانست.
ستاره بودن در فوتبال امروز یعنی مسئولیت بیشتر، نه امتیاز بیشتر. اورونوف همچنان یک ستاره است، اما شاید باید دوباره ثابت کند که این عنوان فقط متعلق به گذشته نیست؛ گذشتهای که در آن حتی قیمت دلار هم ۳۰ هزار تومان بود!




نظر شما